على اصغر ظهيرى

30

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

رسول خدا در روايتى مىفرمايد : لا تَطلبُوا عَثَراتِ المُؤمِنِينَ ؛ فَانَّ مَن تَتَبِّعَ عَثَراتِ اخِيهِ تَتَبِّعَ اللَّهُ عَثَراتِهِ وَ مَن تَتَبِّعَ اللَّهُ عَثَراتِهِ يَفضَحْهُ وَ لَوْ فِى جَوفِ بَيْتِهِ « 1 » « لغزشهاى مؤمنان را نجوييد كه هر كس لغزشهاى برادرش را پى جويد خداوند لغزشهاى او را پيگيرى مىكند و هر كس را كه خداوند عيبجويى كند رسوايش سازد ، هر چند در درون خانهء خود باشد . » 3 . توجه به اينكه ملاك برترى و ارزش انسان در نظر مردم هرچه باشد ، در نظر خداى متعال به تقوا و پرهيزكارى است انّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ انْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقاكُمْ . بنابر اين از نظر فرهنگ دين هيچ كس حق ندارد كسى را به خاطر ملاك‌هاى مادى زير سؤال ببرد و خود را برتر از او بداند . داستان و حكايتى كه ذكر مىكنيم شاهد زنده‌اى است بر نكته فوق و آن اين كه : عدّه‌اى از بزرگان قريش مانند : « عتبةبن ربيعه ، ابوجهل ، عباس بن عبدالمطلب و جمعى ديگر در حضور رسول خدا بودند و حضرت مشغول تبليغ و دعوت آنهابه سوى اسلام بود و اميد داشت كه سخنانش در دل آنها اثر كند . در اين ميان « عبدالله بن ام مكتوم » كه مردى نابينا و فقير بود وارد شد و از حضرت تقاضا كرد تا آياتى از قرآن را برايش تلاوت كند . او پيوسته در خواست خود را مطرح مىكرد و آرام و قرار نداشت ؛ زيرا او نمىدانست كه حضرت با چه كسانى مشغول صحبت است . هنگامى كه عبدالله‌ام مكتوم نشست ، يكى از سران قريش خود را جمع كرد ، درست شبيه كسى كه مىترسد آلوده شود خود را كنار كشيد . رسول خدا فرمود : ترسيدى چيزى از فقر او به تو سرايت كند كه اين گونه برخورد كردى ؟ ؟ ! همانا ارزش

--> ( 1 ) - كافى : ج 2 ، ص 355 ، حديث 5 .